محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )

1591

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )

بيت عزم تو پاى باد بند كند * باد « 1 » هرچند پا بلند كند پارهء كار - كنايه از معشوق باشد . مثالش شيخ نظامى گويد : بيت چو شاپور آمد اندر چارهء كار * دلم را پاره كرد آن پارهء كار پاى فشردن - كنايه از ثبات ورزيدن [ 1 ] مثالش سلطان سنجر در حين نزع گفته : شعر به زخم تيغ جهانگير و گرز قلعه‌گشاى * جهان مسخر من شد چو تن « 2 » مسخر راى بسى مصاف شكستم بيك نمودن گرز * بسى قلاع شكستم بيك فشردن پاى چو مرگ تاختن آورد هيچ سود نداشت * بقا بقاى خدايست ، ملك ملك خداى پولادسنجان - يعنى مبارزان و دلاوران . بيخ پشم - كنايه از گوشت باشد . مثالش نزارى قهستانى گويد : بيت در عالم معاش سه نعمت گزيده‌اند * روى نكو و شيرهء انگور و بيخ پشم پيشانىدار « 3 » - كنايه از كسى كه بسخت‌روئى كار از پيش برد « 4 » [ 2 ] . پى كور كردن - كنايه از پنهان كردن و بىنشان ساختن . ابو الفرج گويد : بيت راى بتدبير پير قلعه بپرداخت « 5 » * خم زد و پى كور كرد نام و نشان را پيل‌بار « 6 » - اول كنايه از بلند و عظيم‌جثه باشد . دوم كنايه از بسيار و توده شده نيز آمده مثال هر دو معنى شيخ نظامى فرمايد : بيت ز پا آن پيل بالا را نشاندند * به پايش پيل بالا زر فشاندند

--> ( 1 ) - « س » : باز . ( 2 ) - اصل : من . ( متن تصحيح قياسيست ) . ( 3 ) - « س » : بيشانىدار . ( 4 ) - « س » : بيش . ( 5 ) - اصل : بر قلعه پرداخت . ( متن تصحيح قياسيست ) . ( 6 ) - « س » : بيل بالا . ( 1 ) و ايستادگى كردن در سودا . ( برهان ) . ( 2 ) كسى را گويند كه كارى را بشكفتگى از پيش برد و كنايه از دولتمند هم هست . ( برهان ) .